تبليغاتX
منتظر قائم (عج)
من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتهً جاهلیه

 السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

با اینکه بر لبم همه دم گفتگوی توست

هرجا که می روم گذرم جز به کوی توست.... 

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 اسفند1389ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط علیرضا قنادی | 

 

پیامبر خاتم رحلت یا شهادت؟

(قسمت دوم)

شهادت یا رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و اله؟؟؟

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ. آل عمران ایه ۱۴۴

محمد [ص‏] فقط فرستاده خداست‏؛ و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند؛ آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمى‏گرديد؟ [و اسلام را رها كرده به دوران جاهليّت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟] و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند؛ و خداوند بزودى شاكران [و استقامت‏كنندگان‏] را پاداش خواهد داد.
یکی از مظلومیتهای حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمیشود. و معمولا میگویند رحلت حضرت رسول !!! این هفته قصد داریم در رابطه با کیفیت شهادت و قاتلین آن حضرت صحبت کنیم:
کتابهای سیره و حدیث مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید کرده اند و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند از جمله:
ابن سعد میگوید در روایتی آمده است: پیامبر ص مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است.(۱)
شیخ مفید میگوید: او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت.(۲)علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر میکند.(۳)

در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر ص در مدینه مسموم درگذشت.(۴)

شیخ طوسی میگوید: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت.(۵)

بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر ۹بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است.(۶)

حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است. آنجا که میگوید: شعبی گفته است: بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد.(۷)

ابن مسعود کشته شدن پیامبر در سنه ۱۱ هجری تایید و تاکید کرده است.(۸)

رسول خدا ص فرمود: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید میشود.(۹) و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما(اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود.(۱۰)

پس شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است. ولی چه کسی و در چه زمانی ایشان را به شهادت رسانده اند؟؟؟


زمان شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله

ظاهرا بیشترین فاصله ای را که بین فرمان حمله به شام به رهبری اسامه و شهادت حضرت رسول بیان شده است دو هفته است.(المغازی واقدی ج۱ص۱۲۶) به دلیل زیاد بودن روایات در این زمینه بنده به بیان مصادر کفایت میکنم: الطبقات الکبری ابن سعد جلد دوم و سیره ابن هشام و انساب الاشراف جلد اول و عیون الاثر جلد دوم.
در تمامی این مصادر فاصله ۱۲ الی ۱۴ روز فاصله بین دستور حمله به شام و شهادت بیان شده است. شهادت ایشان در سال ۱۱ هجری و در سن شصت و سه سالگی بوده است.

اولا:از آنجایی که حضرت رسول ص همانطور که گفتم از شهادت قریب الوقوع خودشان در غدیر خبر داده بودند.
ثانیا:فاصله زمانی زیادی بین غدیر و دستور حمله به شام به رهبری اسامه نبوده است.

ثالثا: سرزمین شام در فاصله دوری از مدینه قرار داشت.

رابعا: در غدیر علی علیه السلام به عنوان جانشین معرفی شده بود.

ابوبکر و عمر و دیگران اطرافیان از پیوستن به سپاه اسامه سر باز زدند تا بتوانند به طور سری به گونه ای که رسوا نشوند از دست پیامبر ص خلاص شوند و نقشه های شوم خود را در بعد از شهادت حضرت اجرا کنند.
اگر چه روسيه و پست و معصيت کارم

تو اين گداي سراپا گناه را درياب

تو شاهدي که در اين خانه با تمام بدي

به لطف توست تو را دوست دارم اي ارباب

عایشه و اطرافیان او قاتل حضرت رسول(ص)

روایت شده است: پس بیهوش شد و چون به هوش آمد زنها به او دارو خوراندند در حالی که او روزه دار بود.(الطبقات الکبری ج۲ص۲۳۵)

در دو روایت بخاری و مسلم از عایشه آمده است: ما به رسول خدا در هنگام بیماری اش دارو دادیم پس شروع کرد به اشاره کردن به ما که به من دارو ندهید.

گفتیم:(مسئله ای نیست) هر بیماری از دارو متنفر است. در بعضی روایات اینچنین آمده:(اهمیتی ندهید) کراهیت مریض از دواست!

اندکی بعد پیامبر فرمود: هرکس در خانه است در برابر چشم من باید دارو بخورد بجز عمویم عباس که در کنار شما حضور نداشت.(۱۱)

اولا: مگر اطاعت حضرت رسول در هر حالی طبق نص قرآن واجب نشده است؟ مگر قرآن نفرموده: که پیامبر ص از روی هوی و هوس سخن نمیگوید؟ پس چرا وقتی حضرت خواستند که به او دارو(سم) را ندهند عایشه اطاعت نکرد و بلکه خلاف دستور حضرت عمل کرد؟ انگار عایشه نیز مانند عمر خیال کرده بود که پیامبر ص نعوذبالله هذیان میگوید !!! آیا رسول خدا ص فایده دارو را نمی دانست و آنها میدانستند؟ و آیا پیامبر مصلحت خود را تشخیص نمیداد و آنها تشخیص میدادند؟

\انیا: جمله آخر حضرت(همه اهل خانه در برابر چشم من از این دارو بخورند) اشاره به این دارد حضرت میدانستند که آن دارو نبوده است بلکه سم بوده است که میخواستند توسط آن حضرت را بکشند. لهذا منظور حضرت اینچنین بوده است: اگر دارو بوده است از آن بخورید!!! ولی خودشان میدانستند که دارو نبود و از آن نخوردند.
در الطب النبوی ابن جوزی ج۱ص۶۶ میگوید: به او دوا خوراندند در حالیکه بیهوش بود و چون به هوش آمد فرمود: چه کسی با من چنین کرد. این کار زنهائی است که از آنجا آمده اند و با دست به سوی حبشه اشاره کرد. و در روایات صحیح آمده که عایشه و حفصه حبشی بودند.

این یک افشاگری از سوی رسول خداست که او را به روشی که زنان حبشیه به شوهرانشان سم میخوراندند مسموم کرده اند. سم حبشه نیز معروف و مشهور بوده است و بعضی از حبشیها متخصص در سحر و شعبده و انواع سم بوده اند.

عبدالصمد بن بشیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آنحضرت فرمود: میدانید پیامبر ص درگذشت یا کشته شد همانطور که خدا میفرماید:(اگر او درگذرد یا کشته شود به جاهلیت باز میگردید.) او قبل از مرگ مسموم شد. آن دو زن(عایشه و حفصه) به او سم نوشاندند.(۱۲) و در روایت دیگر آمده است: عایشه و حفصه به او سم نوشاندند.(۱۳)

و علامه مجلسی میگوید: احتمال داردکه هر دو سم در شهادت پیامبر مؤثر بوده اند.(۱۴)

منظور علامه از دو سم یکی سم خیبر است و دیگری سمی که در روزهای آخر حیاتش به او نوشاندند. سران رژیم غاصب(ابوبکر و عمر و دخترانشان و...) برای اینکه اسم آنها به عنوان قاتلین حضرت رسول در جامعه پخش نشود به دست و پا افتادند و صحنه را غبار آلود کردند و گفتند: درست است که رسول خدا مسموم شده اما این اثر سم خیبر در سال هفتم هجری بوده است که اینک او را از پای درآورده است!!! البته هیچ عاقلی چنین بهانه واهی را نمی پذیرد زیرا رسول خدا در سال ۱۱هجری کشته شده و حادثه خیبر در سال هفتم اتفاق افتاده است !!! از آن گذشته رسول خدا ص از مسمومیت طعام خیبر توسط جبرئیل آگاه شد و از آن نخورد. عایشه نیز از آن واقعه عبرت گرفت وخوردن سم را به اختیار خود پیامبر نگذاشت بلکه به زور آن را به حضرت خوراند. پس قطعا شهادت حضرت به خاطر آخرین سم که توسط عایشه به او خورانده شد و حضرت به خاطر ضعف نتوانستند مقاومت کنند و به شهادت رسیدند.

تکمله همراه با عین حدیث شهادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

علمای شیعه و سنّی اتفاق نظر دارند که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به سبب سمّی که به آن حضرت خورانده شده شهید و از دار دنیا رفته اند نه اینه به صورت مرگ طبیعی این اتقاق دردناک رخ داده باشد، به مطالب زیر دقت بفرمایید:

ابن سعد می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به سبب سمّ وفات کرد در حالیکه شصت و سه سال سن داشتند. (15)

امّا روایت صحیح بخاری و مسلم که از عایشه نقل می کنند:

عن عایشه: «لددنا(16) رسول الله(صلی الله علیه و آله) فی مرضه، فجعل یشیر الینا أن لا تلدّونی».
قلنا: کراهیة المریض الدواء.

فقال(صلی الله علیه و آله): لا یبقی فی البیت أحد الّا لد و انا انظر الّا عمی العباس فانه لم یشهد کم.(17)
عایشه می گوید: در ایام مریضی رسول خدا به حضرت دارویی خوراندیم. اما در آن حال او(حضرت) به ما اشاره می کرد که این دارو را به من نخورانید. ما گفتیم مریض از دارو متنفر است.

سپس او(حضرت) فرمود: در اتاق کسی وجود ندارد که آن دارو را به من نخورانده باشد و من نگاه می کردم، مگر عمویم عباس که از شما نبوده.

در روایت دیگر آمده:

  «فلدوه و هو مغمور، فلما افاق صلی الله علیه و آله قال:

من فعل بی هذا هذا من عمل نساء جئن من هاهنا، و اشار بیده الی الارض الحبشیة».(18)

به پیامبر دارو خوراندند در حالی که پیامبر خدا مقهور بود زمانی که قهر از چهره مبارکشان زائل شد، فرمود: چه کسی این دارو را به من خوراند این عمل از کارهای زنان است که از آن جا آمدند و اشاره کردند به سرزمین حبشه.
تاریخ و نصوص صحیحه ثابت کرده که عایشه و حفصه دو زن حبشی بوده اند.(19)

به نقل از وبلاگ اعتقادی فارس المونین

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط علیرضا قنادی | 

پیامبر خاتم رحلت یا شهادت؟

(قسمت اول)

یکی از آسیب های مسایل تاریخی آن است که برخی از رخدادها ابهام دارد و از شفافیت لازم برخورد دار نیست؛ از این رو قضاوت دربارة آن ها مشکل است. تاریخ زندگی پیامبر(ص) نیز از این قاعده مستثنا نیست و بخشی از آن فاقد شفافیت می باشد؛ از این رو دانشمندان سنی و شیعی در خصوص تاریخ ولادت ایشان اختلاف نظر دارند که دوازدهم ربیع الاول است و یا هفدهم آن.

یکی از مسایل دیگر که ابهام دارد، آن است که آیا حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفت و یا شهید شد؟
در برخی از متون آمده است: «گروهی، زنِ یکی از اشراف یهود را به نام زینب فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشة وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو از گوسفند را بیشتر دوست می دارد. او در پاسخ گفت: ذراع گوسفند مطبوع‌ترین عضو برای پیامبر است. زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمه ای را که به دهان گذارد، احساس کرد مسموم است. فوراً آن را از دهان در آورد، ولی کسی که با ایشان غذا می خورد، یعنی «بشر بن براء معرور» که از روی غفلت چند لقمه خورده بود؛ پس از مدتی بر اثر سم در گذشت. پیامبر دستور داد زینب را احضار کردند و به او گفت: چرا چنین جفایی را بر من روا داشتی؟! وی در پاسخ گفت: تو اوضاع قبیلة ما را هم بر هم زدی، من با خود فکر کردم که اگر فرمانروا باشی، با خوردن این سم از بین خواهی رفت، و اگر پیامبر خدا باشی، قطعاً از آن اطلاع یافته و از خوردن آن خودداری خواهی نمود.

ابن اسحاق گزارش می دهد: «رسول خدا در معرض وفات خود به «امّ بشر» دختر «براء بن معرور» که برای عیادت وی آمده بود گفت: از همان خوراکی که با برادرت در «خیبر» خورده، اکنون رگ دلم قطع می شود. بدین جهت مسلمانان رسول خدا را علاوه بر افتخارات نبوّت دارای مقام شهادت هم می دانستند.
با توجه به مطالب مذکور باید گفت:


1) از برخی روایات و متون دینی استفاده می شود که پیامبر(ص) در جنگ خیبر مسموم شده و این مسمومیت در بیماری پیامبر مؤثر بوده است. برخی گفته اند: معروف این است که پیامبر در کسالت وفات خود می فرمود: این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی خورانده است.

شاید به خاطر همین روایات و متون تاریخی بوده که پیامبر(ص) را نیز دارای مقام شهادت می دانستند، همان گونه که ابن هشام تصریح نموده است.

در برخی روایات نیز اشاره شده که مسمومیت پیامبر در رحلت او تأثیر گذار بوده است، از این رو حضرت در هنگام رحلت با اشاره به مسمومیت خویش در خیبر می فرمود: «نیست پیامبر و وصی مگر این که شهید شود».

2) در خصوص این که به پیامبر(ص) شهید گفته نمی شود، شاید بدان جهت باشد که مسایل تاریخی ابهام دارد و یا سند برخی از روایات اشکال دارد. طبیعی است چیزهایی را می توان به ساحت مقدّس پیامبر نسبت داد که شبهه و ابهام نداشته باشد. از سوی دیگر دقیقاً مشخص نیست که مسمومیت، چقدر در رحلت پیامبر تأثیر گذار بوده؛ زیرا مسمومیت در سال هفتم هجری بوده، ولی رحلت پیامبر در سال 11 هجری اتفاق افتاده و این فاصله زمانی حکایت از آن دارد که مسمومیت عامل اصلی رحلت پیامبر نبوده است. اگر مسمومیت علت اصلی رحلت پیامبر(ص) بود، باید پیامبر بعد از مسمومیت از دنیا می رفت، همان گونه که «بشر بن براء» که از گوشت همان گوسفند خورده بود، فوت کرد.

  3) در خصوص صحت و عدم صحت اقوال دربارة رحلت و یا شهادت پیامبر(ص) نمی توان قضاوت نمود،‌ زیرا داوری دربارة مسایل تاریخی مبهم، مشکل است. از متون تاریخی استفاده می شود که پیامبر توسط زن یهودیه مسموم شده است. حال پیامبر(ص) در اثر مسمومیت از دنیا رفت یا نه، مشخص نیست.

به نقل از وبلاگ اعتقادی فارس المومنین

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط علیرضا قنادی | 

آيا اجراي انقلاب جهاني توسط يک فرد امام زمان ممکن است؟

يک انسان - هر اندازه هم که عظمت داشته باشد - چگونه مي تواند چنين نقش بزرگي را ايفا کند؟ مگر يک شخصيت بزرگ جز انساني که موقعيتهاي گوناگون او را ساخته اند، چيز ديگر هم هست؟ پس چگونه مي تواند جنبشي ايجاد کند و همان موقعيتها را به گونه اي ديگر تغيير دهد؟

پاسخ: عامل اصلي اين پرسش، ديدگاه معيني است که بعضي مردم درباره تاريخ دارند و انسان را به عنوان عامل دوم تغيير تاريخي مي پذيرند. آنها عامل اساسي را براي نيروهاي خارجي و عيني، که فرد و افراد را احاطه کرده، مي گذارند. با چنين تفسيري از جنبش تاريخي و اجتماعي، فرد در برترين حالات خود نيز، چيزي جز يک تغيير پسنديده از جهت گيري همان عوامل اساسي نيست!

روشن است که تاريخ از دو قطب تشکيل شده است: يکي انسان و ديگري نيروهاي مادي گوناگوني، که انسان را احاطه کرده است. و همان گونه که نيروهاي مادي، ابزار توليد و موقعيتهاي زاينده طبيعت در انسان اثر مي گذارند، انسان نيز در آنچه که پيرامون خويش دارد، مؤثر است، ما فقط نمي توانيم فرض کنيم که جنبش از ماده آغاز مي گردد و در انسان پايان مي پذيرد و ديگر عکس آن امکان ندارد. زيرا انسان و ماده، بر اثر گذشت زمان، در يکديگر اثر مي کنند، و به همين دليل است که يک فرد مي تواند، در ميان امواج تاريخ، نقشي بزرگتر از طوطي مقلد داشته باشد. بويژه وقتي اين فرد، عامل پيوند انسانها و پروردگار باشد، که مانند نيرويي بزرگ براي جنبش تاريخ دخالت خواهد کرد. و اين امري است که در تاريخ رسالتهاي پيامبران و در گذشت آخرين پيام آور الهي به صورتي بارز تحقق مي يابد. زيرا حضرت مهدي (ص) به حکم مأموريت الهي اش، زمام جنبش تاريخ را به دست گرفته و تمدني را پديد آورد که هيچ يک از موقعيتهاي خارجي ديگر، که گرداگرد او را گرفته بودند، توانايي انجام آن رانداشتند. پس آنچه را که ممکن است به دست بزرگترين پيامبران روي دهد، امکان هم دارد که به وسيله پيشواي منتظري، از خاندان او، نمودار شو؛ پيشوايي که پيامبر (ص) خود، نويد ظهورش را داده و مردم را از نقش سترگ او آگاه ساخته است. [1] .

 بحث حول المهدی شهید ایة الله صدر ص83

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مهر1389ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط علیرضا قنادی | 

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

آقا جانم

هر هفته جمعه ها تا می خواهم بنشینم و برایت درد و دل کنم، صدای اشک و آهت غصه هایم را از یادم می برد. چه سوز و گدازی داری، چه ناله های غریبانه ای می زنی! فغانت آتش به جانم می کشد و بند بند وجودم را به خاکستر تبدیل می کند. می دانم، علت اشک هایت را خوب می دانم. می دانم که چقدر از دست ما بندگان رنجور و دل آزرده هستی، می دانم آنقدر که تو برای ما اشک می ریزی ما دلسوز خود نیستیم و غافلیم. در فراسوی خیال می بینمت که خسته ای از شنیدن توبه های تکراری، خسته ای از اینکه ما شیعیانت که امیدت را بر ما بسته ای، هنگام جور و گناه، تو را حاضر و ناظر نمی بینیم و قسم ها التماس هایت را نمی شنویم. طوری به شیرینی آنی و آرامش ظاهری وسوسه های شیطان دل بسته ایم که همانند مهر مادری برایمان جدایی ناپذیر شده است، یادمان رفته است که الا بذکر الله تطمئن القلوب، فراموش کرده ایم که یاد تو با یاد خدا یکی ست و تو مایه ی رسیدن نعمات و محبت های خدا بر ما هستی، روی بی همتای تو را به رخ های خوش آب و رنگ، به ارزانی فروخته ایم و بی حجابی مان، خود، حجابی برای ندیدن رخساره ات گشته است. چه راحت وساده خود را فریب می دهیم، خیال می کنیم که دلی پاک داریم و ضمیری صاف و روشن، غافل از اینکه از کوزه همان برون تراود که دراوست. ما را ببخشای ای کریم. ما را ببخش از اینکه وقتی نداریم تا برایت صرف کنیم، دغدغه های دنیا آنقدر گرفتارمان کرده است که یاد تو را، همانند عکسی نیمه سوخته در آلبوم های خاک خورده ی ذهنمان به باد فراموشی سپرده ایم. ما را ببخش اگر برای برآورده شدن حاجات خود تو را می طلبیم، نه به خاطر خودت، ما را عفو کن اگر لاف می زنیم که در راه مهدی (عج) قدم بر می داریم و فقط از این راه طولانی، یک گام بیشتر به نام گریه بر نداشته ایم، ما را ببخش اگر فقط حرف می زنیم و از عمل خبری نیست. ای کاش بتوانیم درک کنیم که تو تنها با حرف نمی آیی و با حلوا حلوا گفتن، دهان آدمی شیرین نمی شود. ای کاش متوجه شویم که برای رسیدن به تو می بایست دل از همه ی تعلقات دنیوی برکند و نفس را آنقدر لگدمال کرد که تبدیل به یک پادری شود. مهدیا، برایمان دعا کن که به معنای واقعی کلمه تو را بشناسیم، راهت را بشناسیم، طریقه ی حرکت در مسیر حق و عدالتت را به درستی تشخیص دهیم و در مواجهه با آفات آن پیروز باشیم، دعایمان کن بفهمیم که نباید ملاقات گرا بود و با تشبّه به خصلت های ناب تو، تو خود به دیدار ما می آیی و حجاب از چشممان بر می کنی، از خدا بخواه که اعمال و اهداف نیک با خونمان آمیخته شود تا بتوانیم به زعم خود شرایط را برای ظهورت آماده سازیم و ابرهای سیاه را کنار بزنیم تا روی خورشیدسان ات نمایانگر شود و ظلمت جهان را به روشنایی تبدیل کند. آقا جان، می دانم که لایق نیستم که خود را جزو منتظرانت خطاب کنم، اما بدان که منتظرم تا این جسم نالایق را فرش راهت نمایی و قدم بر چشمان سپیدم نهی، هر جمعه به عشق تو ندبه می خوانم و از پشت پنجره منتظرم تا شاید قاصدکی از تو برایم خبری بیاورد و نسیمی از بوی خوشت مرا مست کند. به عزت و شرافتم قسم می خورم که با ذکر العجل از دنیا بروم که شاید منتی بگذاری و با دست های خودت چشمانم را ببندی. العجل یا مهدی (عج)

 علیرضا قنادی

+ نوشته شده در  جمعه 26 شهریور1389ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط علیرضا قنادی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
باسمه تعالی

پرسیدمش امامم تا کی جدایــی از تو
گفتا مگر بدیدم حتی وفایــــــی از تو
.....
گفتم که لایقم کن درخواب بینمت من
گفتا زخود برون شو بیدار بینمت من
.....
گفتم که هجــررویت آتش برارد از دل
گفتا مگرگنــــاهان باقی گذارد از دل
.....
گفتم بسان خورشید ازابر غم برون آ
گفتا که من عیانم ازخواب دل برون آ

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز
امیدوارم سوال و جواب های این وبلاگ برای شما مفید باشند و بتوانند هرچه بیشتر شناخت شما را نسبت به امام عصر (عج) بیشتر کنند که: (من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتهً جاهلیه : هرکس امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است)
دست اندرکاران:
سیده مهسا هاشمی
علی نیلی
قنادی
-----------------------------
اللهم عجل لولیک الفرج

چقدر امام زمان را میشناسیم؟
::آيا در قرآن کريم شواهدي بر وجود و ظهور امام مهدي يافت مي شود؟
::هنگام ظهور حضرت مهدي صداي آسماني چگونه شنيده مي شود؟
::مصحف فاطمه چيست و آيا هم اکنون در دست امام زمان (عج) است؟
::علايم و نشانه هاي ظهور حضرت مهدي چيست؟
::سيد حسني کيست؟
::چرا وقتي که نام قائم (عج) برده مي شود شيعيان تمام قد روي پاي مي ايستند؟
::چرا نام امام زمان در قرآن نيامده است تا هر نوع ابهامي رفع شود؟
::چه دليلي بر متولد شدن امام مهدي در دست است؟ آيا کسي آن حضرت را بعد از تولد ديده است؟
::امام غايب چه فايده اي مي تواند براي مردم داشته باشد؟
::آيا ايجاد حکومت اسلامي و حرکتهاي اصلاحي با اعتقاد به ظهور حضرت مهدي سازگاري دارد؟
::آيا امکان دارد که يک انسان قرنهاي بسيار زندگي کند تا حضرت مهدي را مصداق چنين عمري بگيريم؟
::حضرت مهدي در زمان غيبت کبري، در کجا اقامت دارد و ضروريات زندگي خويش را چگونه تهيه مي نمايد؟
::از کجا معلوم که امام مهدي در عصر غيبت کبري واقعا وجود خارجي دارد و صرفا يک فرضيه نيست؟
آرشیو سوالات
نوشته های پیشین
اسفند 1389
بهمن 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
آرشیو موضوعی
امام مهدی از تولد تا غیبت
امام مهدی در عصـــــــر غیبت
امام مهدی بعــــــد از ظهــــــور
مهدویت در قران روایات و دیگر ادیان
وظائف شیعـــــه در عصـــر غیبت
پیـــــــرامــــــون رجــــعت
مسجد مقدس جمکران
در بحـــــث امامــــت
احادیث مربوط به اخرالزمان
وظایف شیعیان در اخرالزمان
در فراق امام زمان (عج)
پیرامون حجاب
متون ادعیه
مناسبت خاص
اشعار ((منتظر))
گوناگون
شبهات مهدویت
سلسله مباحث مهدویت
ملاقات علماي بزرگ اسلام با امام زمان(عج)
دل نوشته هاي منتظران
نویسندگان
علیرضا قنادی
سيده مهسا هاشمي
علي نيلي
محمد شاهرخي
منتظران
1.هیئت الرضا
2.دانلود مداحی
3.مائده اسمانی
4. امام عصر
5. وبلاگ امام حسن (ع)
6.منتظران
7.ناپیدا ولی با ما
8.ای غائب از نظر بخدا می سپارمت
9.غم دوست
10.ناطق،مهدویت،انتظار
11.غایب منتظر
12.بیا اباصالح
13.خورشید آل یاسین
14.عصر اخر الزمان
15.مهدی شناسی
16.منجی موعود
17.جهان در انتظار دولت مهدی
18.هیئت عاشقان ولایت
19.تجلی اعظم
20.حکمت،حکایت،روایت
21.صدای پای عشق
22.به نام خدایی که در همین نزدیکی هاست
23.یا مهدی فاطمه
24.منجی نور
25.در اغوش او
26.رایحه
27.تمام ناتمام من با تو تمام می شود
28.ارمان انتظار
29.ارسال مقاله
30.منتظران ظهور
31. به ســــــــــــــــــوی یار
32. دوستانه
33. طرف حساب پرستار فقط خداست
34. خدا کند که بیایی
35. آفتاب مهربانی
36. انتظار گل نرگس
37. انتظار , درد دل
38. آفتاب پنهان
39. انتظار موعود
40. سلام علي آل ياسين
41. ترنم انتظار
42. روزهاي بي تو
43. نسیم انس
44. هدایت قران با عنایت عترت
45. منتظران یاس
46. فرستاده ای از تبار عشق
47. بوی نرگس
48. سفر بخیر
49. استاذنا
50. معرفت بازگشای راه
51. حضرت زهرا الگوی من در حجاب
52. یاد یار
53. خدای شاپرک ها
54. به سوی خدا برویم
55. نوازش مولا علی (ع)
56. یوم الفرج
57. آخرین خلیفه ی پروردگار
58. یکی مثل هیچ کس
59. زمان ظهور
60. مسافر دل
61. آسمانی
62. ..: فارس المومنین :..
63. ثبت خاطرات تلخ و شیرین
64. رد پای یاس
65. اي آنکه غير از کربلا جايي نداری...
66. چشمه ی حیات
67. راه شهدا ادامه دارد......
68. او خواهد امد شک نکنیم
69. هیئت حضرت علی اکبر (ع)
70. تنها ترین پسر فاطمه
71. حس غریب
72. افتاب پنهانی
73. یا فاطمه من عقده دل وا نکردم
74. مسجد صاحب الزمان رشت
75. دریچه ای به سوی جواب شبهات
76. خطاب نادره از حضرت علی (ع)
77. دریچه ی چشم من
78. یا مهدی ادرکنی
79. ميان عاشق و معشوق هیچ حايل نيست
80. گوهر کمال
81. پایگاه اینترنتی منتظران موعود
82. تمنای وصال
83. یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
84. زشت است بي تو زندگي زيباي عالم
85. علمی
86. پناه دل
87. پاسخگویی به شبهات مهدوی
88. مناسبت های مذهبی
89. ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
90. مسافر غریب زهرا
91. حسرت قلم
92. پایگاه مقالات مهدوی یوسف زهرا
93. شبیر
94. مذهبی پیک
95. ناله های فراق
96. منتظر ظهور
97. YANISHKA
98. شیدای یار
99. السلام علیک یا اباصالح المهدی
100. بی نشان
101. ×محض یار مهربانم×
102. ترنم
103. سیاه چشم
104. هیئت آل یاسین
105. جاوید وب
106. پست های بنده ی گنهکار
107. آخرین آفتاب
108. حزب الله (خواهران)
109. سالار شهدا
110. در انتظار دیدن اخرین خورشید
111. #بیسیمچی#
112. سرباز خامنه ای
113. فاروق
114. زندگینامه افراد بزرگ
115. زنان
116. حزب الله313
117. و بخوان غزل تنهایی ما را
118. قائم المنتظر(عج)
119. شب نیلوفری
120. حدیث
121. تک سوار غریب
122. یاد محبوب
123. ...چشم به راه...
124. کلید بهشت
125. شب شکن
126. یاابا صالح المهدی ادرکنی
127. من، دانشجو 89
128. محبان مهدی (عج)
129. مهدی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM