تبليغاتX
منتظر قائم (عج)

پناه عالمین 
موضوع: اشعار ((منتظر)) پنجشنبه 3 دی1388 11:33 قبل از ظهر

تقدیم به ساحت مقدس ابا عبدالله الحسین (ع)

 پناه عالمین

 سرمایه ی جان من حسین است                                                        

 آسـایش این دل ، حـرمین است

***

مدهوش ز عطــر کــربلایم                                                       

 هر لحظه ی آن به شور و شین است

***

از قلب، بگویــم ایــن نوا را                                                       

 اربـاب مـن و از حســنین است

***

خـورشــید بـه پای او فتاده                                                      

 انـوار رُخـش نور دو عیـن است

***

همـتا بـه آن یدش نبـاشـد                                                       

  او پـور ، ز آن شیر حنیـن است

***

از لطـف ، محبتـش جهان گیر                                                      

 شـکّی نبُـوَد سخـیّ کَفِیـن است

***

فـرمـود نبـیِّ ما محمّد(ص)                                                       

 کان نور جَـنان ، ز فرقدیـن است

***

از دهـر ، ازل به پای خوانش                                                          

 او جـان و پنـاه عـالمیـن است

***

در سـوز،غمـش نهفته باشـد                                                        

کاو کشـته ی بین الحرمیـن است

***

گویند، صفای جنّـت آنجاست                                                         

چون عرش خدا در آن دو بین است

 

 علیرضا قنادی

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

قضاوت به عهده ی خودتان . . . 
موضوع: احکام روز جمعه 20 آذر1388 9:49 بعد از ظهر

قضاوت به عهده ی خودتان  . . .

 در این مطلب،شاهد تعدادی از فتاوای فرقه ی ضاله ی وهابیت هستیم که حتی از سریال های طنزامیز ما هم مضحک تر هستند. این فتاوا بنیان سست این فرقه را، که طرفداران ان به سرعت در حال افزایش هستند، به طور واضح نشان داده و بیانگر پوچ بودن این دستورات هستند. نکته ی جالب توجه این است که بیان شبهات نسبت به تشیع از سوی همین فرقه مطرح می شود، فرقه ای که خود راه خویش را با این همه تناقض گم کرده است. حال قضاوت به عهده ی خودتان  . . .

در يکي از مواردي که خبرگزاري رويترز به آن پرداخته نيروهاي شبکه القاعده (وهابیون افراطی) بزهاي ماده را به دليل مؤنث بودن به قتل مي رسانده‌اند. براي جلوگيري از اين اقدام حکم مفتي بر اين قرار گرفته که براي اين حيوانات نوعي پوشش تهيه شود تا از پيش آمدن چنين حالتي جلوگيري بنمايد.

در فتوای دیگر از یک مفتی عربستانی برگزاری جشن‌ تولد و سالگرد ازدواج باطل‌ و حرام اعلام شده است!

در همین راستا شيخ عبدالعزيز آل شيخ، افزود: جشن تولد خلاف حق است. اگر فرزند انسان سالم به دنیا آمد و یا زندگی زناشویی سالها ادامه پیدا کرد مسلمان بايد تنها خدا را شكر كند!!

وي كه در پاسخ به سوال يك روزنامه درباره جواز برگزاري جشن تولد و سالگرد ازدواج سخن مي گفت ادامه داد: مسلمانان تنها دو عيد دارند عيد فطر و عيد قربان، كه از پايه هاي اسلام هستند و همچنين روز جمعه كه عيد هفته محسوب مي شود. اما به جز اينها عيد ديگري در اسلام نيست.

عبدالعزیز آل شیخ البته اشاره اي به عيد غدير در بين شيعيان و سيره مسلمانان در برگزاري و بزرگداشت ايام مبارك سال نكرد.

این در حالی است که اندكي پيش يكي از علماي عربستان در تلویزيون اين كشور گفته بود اگر جشنهاي تولد بدون اطلاق اسم عيد بر آنها باشد جايز است.

در فتوای دیگر از مفتیان وهابی اهداي گل به بيماران حرام اعلام شده است! این فتوا در پي افزايش گل فروشي‌هاي اطراف بيمارستان‌ها و اهداي گل از سوي عيادت كنندگان به بيماران، توسط مركز پژوهش‌هاي علمي و دفتر افتاء عربستان سعودي صادر شده است.

اين مركز همچنين با اشاره به دلايل صدور اين فتوا تصريح كرد: با توجه به اينكه آيين اهداي گل به بيماران سنتي است كه مسلمانان جهان از كشورهاي غربي اتخاذ كرده اند، لذا عمل كردن به آن غير مجاز است!!

مركز مذكور همچنين در اين بيانيه آورده است: اهداي گل به بيمار علاوه بر اينكه از سنت هاي بلاد كفار است، هيچ منفعتي براي بيمار نخواهد داشت، لذا اهداي آن امري بيهوده است.علماي مذكور در ادامه عنوان كردند: مصرف كردن اموال مسلمانان در راه هاي بيهوده اي همچون اهداي گل به بيماران، امري غير مجاز بوده و به جاي اين امر دعا كردن براي بيمار و آموزش راه هاي درمان الهي به آن امري پسنيده تر است

علماي عربستان سعودي همچنین اهداي گل سرخ در روز والنتاين را حرام اعلام كردند كه فروش گل سرخ در آن روز به طور كلي ممنوع شد.

اما فتوای بسیار تأسف برانگیز وهابیت در مورد ازدواج مجاهدین با دختران کوچک بوده که در عراق و برای جنگجویان القاعده صادر شده است.

طی چند ماه اخیر چندین خبر در مورد ازدواج اجباری دختران کوچک و کم سن و سال با مردان بزرگ و پیر در برخی کشورهای عربی مانند عراق، عربستان، یمن، اردن، مصر و مراکش شنیده شده است. در بیشتر اینگونه ازدواج ها نیاز مادی پدر دختر و فقر شدید خانواده وی موجب شده که او را به ازدواج مردی ثروتمند در آورند که دهها سال از او بزرگ تر و حتی گاهی بسیار پیر است.

طی سال‌های اخیر که آمریکا عراق را به اشغال خود درآورده، گروه‌های مسلحی که خود را مجاهد می نامند، خانواده های عراقی را وادار و قانع می کردند که دختران کم سن و سال خود را به ازدواج آنان در آورند. این افراد به اصطلاح مجاهد، این خانواده های عراقی را با استفاده از فتواهایی که توسط شیوخ صادر شده بود، فریب می دادند. بیشتر جنگجویان این گروه‌های مسلح از کشورهای اردن، افغانستان، یمن، عربستان، الجزایر، مراکش و غیره بودند که برای مبارزه علیه اشغالگران به عراق آمده اند. اینگونه ازدواجها توسط مجاهدین بیشتر در شهرهایی مانند فلوجه و دیالی صورت می گیرد.

در همین راستا شیخ "کامل الجبوری" از شیوخ عشایر سرشناس عراقی در شهر فلوجه در این باره می گوید: آنان حتی ائمه مساجد فلوجه، بعقوبه و برخی دیگر مناطق را فریب داده بودند که فتواهایی صادر کنند و بر اساس آن اهالی این مناطق را به این کار دعوت و آنرا فریضه ای دینی معرفی کنند که ثواب زیادی هم در پی خواهد داشت.

این هم از عجیب ترین فتوای وهابیت :روزنامه "ديلي تلگراف" چاپ لندن در شماره هفته گذشته خود نوشت: خريد خيار براي زنان عراقي ممنوع شده است. اين حکم توسط يک مفتي وابسته به القاعده صادر شده و زنان را از خريدن خيار منع کرده و استدلال وي نيز مردانه بودن آن است!!!!!!!

همچنین خبرنگار آسوشيتد پرس گزارش داد: شبکه القاعده در شهر بعقوبه عراق قرار گرفتن جعبه ها و ظروف حاوي گوجه فرنگي را در کنار ظروف خيار ممنوع کرده و ميوه فروشان ملزم شده اند چنين دستوري را اجرا نمايند!!!!!!

اين گزارشها نشانگر اوج افراط گرايي و اجبار براي نشان دادن آن در شئونات زندگي از سوي وابستگان به شبکه القاعده است. خبرهاي چنين اقداماتي که امروز با نام شبکه القاعده در رسانه هاي غربي منتشر شده و به اسلام منتسب مي شود به روايتهايي مضحک در مورد القاعده تبديل شده است، با اين حال نوک پيکان تمام چنين تبليغاتي مسلمانان هستند که در بيشتر کشورهاي غربي با نام تروريست و خشونت طلب از آنان ياد مي شود.

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

عيد غدير، أفضل اعياد است‏  
موضوع: امامت شنبه 14 آذر1388 5:13 بعد از ظهر

عيد غدير، أفضل اعياد است‏

اما عيد غدير، که اشرف و افضل اعياد است، به جهت ربط امت‏با امام، و وحدت دل‏هاي آنان با ولايت، و ورود در سلک سالکان راه، و روندگان طريق مودت و محبت و ايثار و انفاق، و عقل و شعور، و گسترش نور رباني، و نفحات قدسيه سبحاني، و ارتباط ملک با ملکوت است. 
عيد غدير، روز عبوديت و تسليم در برابر حق، و خروج از فرعونيت نفس اماره، و انداختن ريسمان ذل رقيت‏حضرت سبحان است، و اقرار و اعتراف به يگانه خاصه از خواص درگاه با عظمت او، و قدم در صراط مستقيم ايقان نهادن، و گام استوار و راستين در ترک تجاملات نمودن، و بدون شائبه و تعارف به حق و حقيقت و واقعيت در آمدن، و از زمره بهائم خارج شدن، و به صف انسانیت پيوستن است. 
عيد غدير، نداي حضرت قدوس و سبوح را: به حصر ولايت در قرآن کريم به ايها الرسول بلغ پاسخ صحيح دادن، و گفتار حضرت پيامبر اعظمش را به: من کنت مولاه فعلي مولاه با جان و دل پذيرفتن، و در تحت دعاي اللهم وال من والاه قرار گرفتن، و از نفرين خانمان سوز و عاد من عاداه بيرون شدن، و استقبال از وانصر من نصره، و استدبار از و اخذل من خذله نمودن است. 
عيد غدير، تماشاي جمال ملکوتي مولي الموالي اميرالمؤمنين عليه‏السلام را بر روي دو دست پيغمبر معظم، در فراز منبر برآمده بر پالانهاي اشتران، در زير درختان سمرات وادي جحفه در غدير خم، و نمايش دادن ولايت را به کافه مردم، و نزول ملکوت و جبروت در اين عالم ملک است که: هان اي دشمنان علي و اي مخالفان اهل بيت که پيوسته رسول خدا را با شکايت‏هائي که از علي مي‏کرديد، آزار و اذيت مي‏رسانيديد، اينک بدانيد که: علي سزاوار شکايت نيست، و در خور اذيت و آزار نيست. 
او والي ولايت، و يگانه شاهباز بلندپرواز سدره‏نشين کاخ عرفان است. او از خود شما به جان‏هاي شما نزديکتر است، و ولايتش بيشتر است. او تکوينا و تشريعا سيد و سالار و سرور و سپهسالار شماست
پيغمبر علي را به اطراف بگردانيد، تا همه ببينند، همچون زليخا که يوسف را به زنان مصري نشان داد که اي زنانيکه مرا در عشق اين جوان، مورد ملامت قرار داده‏ايد، و مي‏گوييد: تو که ملکه عزيز مصر هستي، ملکه وجاهت و زيبائي، آخر حيف نيست که مفتون يک جوان گمنام که بنده شما و زر خريد شماست شده‏اي؟! 
زليخا زنان مصر را دعوت کرد، و در يک خانه دو در قرار داد، و به هر يک از آنها يک ترنج و يک کارد داد که: يوسف مي‏آيد، و از اينجا عبور مي‏کند، شرط ادب شما اينست که همين که او را ديديد، با اين کارد يک قطعه از ترنج، ترنج خوشبو و معطر ببريد، و به او به رسم هديه تعارف کنيد! 
زليخا يوسف را از يک در وارد کرد، از جلوي زنان مصري عبوري نموده، و از در ديگر خارج شد. همينکه زنان چشمشان به آن جمال که نمونه‏اي از جمال حضرت حق بود افتاد، و خواستند ترنج را ببرند، و به يوسف تقديم کنند، سر از پا نشناختند، و دست از ترنج نشناختند، دستهاي خود را بجاي ترنج بريدند، و خون جاري شد، و نفهميدند.  
  
گرش بيني و دست از ترنج بشناسي   روا بود که ملامت کني زليخا را
 
يوسف که خارج شد زليخا زنان مصري را گفت: اين چه وضعي است؟ اين چه کيفيتي است؟! چرا لباسهاي سپيد خود را خونين کرده‏ايد؟ چرا دستهايتان را بريده‏ايد؟ 
زنان نگاهي به دست‏ها و به دامن‏هاي خود نمودند، و يکباره گفتند: حاش لله ما هذا الا ملک کريم: [1]  سبحان الله اين جوان نيست مگر فرشته‏اي بلندپايه! 
زليخا گفت: فذلکن الذي لمتنني فيه. [2]  اين همان جوان زر خريد و بنده ماست، که شما مرا درباره او به ملامت و سرزنش کشيده بوديد! 
پيامبر هم علي را به روي دست بلند کرد، تا همه مردم ببينند، و بدانند که آن جواني که از او بدگوئي مي‏کردند، و بغض و کنيه و احقاد بدريه و حنينيه و شرف و منزلت عظيم او، از جهت شجاعت و علم و عرفان و ايثار، و حالات روحي، و جذبات سبحاني و غيرها به آنها اجازه نمي‏داد، در مقابل او خاضع باشند و ابهت و جلالت او را گردن نهند، و حسدهاي ديرين، مانع مي‏شد که بند طوع او را بر گردن نهند، اينک بر روي دستهاي پيامبر خاتم الانبيآء و المرسلين سيد ولد آدم، شفيع پيغمبران سلف و شاهد آنها در پيشگاه موقف الهي، ارائه مي‏شود، که اسلام و ايمان در او منطوي است، و عملي مقبول نيست مگر به پيروي از او، و از منهاج او و سنت او. اوست قسيم بهشت و دوزخ. اوست ميزان عدل و نصفت. اوست مخزن اسرار و گنجينه معرفت. اوست از هر مؤمني به او اولاتر و نزديکتر. اوست حامل قرآن. اوست فرقان بين حق و باطل. اوست مامور به جنگ بر تاويل کتاب خدا، همچنانکه پيامبر مامور بود به جنگ بر تنزيل آن. اوست لوادار دفع و قلع و قمع ناکثين و قاسطين و مارقين. اوست شهيد در محراب عبادت در بيت خدا همانطور که ميلادش در کعبه و بيت خدا بود. 
عيد غدير نمايشگر اين تجليات، و بروز و ابراز و ظهور و اظهار اين واقعيات است و بهمين جهت عنايت خداوندي بر آن شد که حديث غدير شهره آفاق گردد، و در زبان‏ها ساري و جاري شود. و روز غدير، موسم پراهميت گردد، تا حجتي قائم براي متابعان امام حق و مقتداي امت شود. فلهذا پيوسته ائمه طاهرين سلام الله عليهم، اين واقعه را زنده نگه مي‏داشته‏اند، و با مخالفان به آن احتجاج مي‏نمودند، و اصحاب بزرگوار و گرامي و تابعين ذوي العزة و الاحترام و علمآء سلف، خلفا عن خلف در مجالس و محافل، و در مجتمعات با ذکر اشعار و قصائد آبدار، به رغم مرور دهور و گردش ايام، اين واقعه را تازه و جديد و طري به نسل‏هاي آينده مي‏سپرده‏اند.

سید محمد حسین حسینی تهرانی

پی نوشت:

[۱] و [۲] ایه ۳۱و۳۲ سوره ی یوسف

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

میلاد با سعادت امام علی النقی (ع) مبارک باد 
موضوع: مناسبت خاص چهارشنبه 11 آذر1388 7:8 بعد از ظهر

اللهم عجل لولیک الفرج

 میلاد با سعادت امام علی النقی (ع) بر تمامی مسلمانان

جهان مبارک باد

 این شعر رو که با تمام وجودم سرودم، به وجود مقدس

امام زمان(عج) و امام هادی (ع) تقدیم می کنم .

 

ناله و شکوه

 

پرسیدمش امامم تا کی جدایـی از تو

گفتا مگـر بدیدم حتـی وفایـی از تو

¤¤¤

گفتم که لایقم کن درخـواب بینمت من

گفتا زخـود برون شو بیـدار بینمت من

¤¤¤

گفتم که هجـررویت آتش برآرد از دل

گفتا مگرگنــاهان باقی گذارد از دل

¤¤¤

گفتم بسـان خورشیـد از ابر غم برون آ

گفتا که من عیـانم ازخواب دل برون آ

¤¤¤

گفتم که عاشقانت هر شب به جمـکرانند

گفتا ز بهـر حاجـت بیتوت جمـکرانند

¤¤¤

گفتم ز داغ هجرت دیگر توان جان نیست

گفتا ز جور شیعه جان در تنم عیان نیست

¤¤¤

گفتم وظیفه ام گو در وقت ایـن جدایی

گفتا گلـم نینـداز در شـیعیان جدایی

¤¤¤

گفتم کـرامتم کـن روز وصالـت بیـنم

گفتا اگر سـزایی بیـرون خاکـت بیـنم

¤¤¤

گفتم که یاریـم کـن دردم رها نگویـم

گفتا قوی کن عزمت من جز دعا نگویـم

¤¤¤

گفتم که ((منتظـر)) را نصیـحتی تا فرج

گفتا که دائـم بگو عجّـل لمهـدی فرج

 

شاعر: علیرضا قنادی

 

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

مهدي (عج) هميشه به ياد حسين (ع) 
موضوع: احادیث و روایات مربوط به اخرالزمان شنبه 7 آذر1388 10:41 بعد از ظهر

مهدي (عج) هميشه به ياد حسين (ع)

از آنجا که امام حسين(ع) با تمام وجود همه توانمنديها و سرمايه‏هاي خود را ايثار کرد تا اسلام را از خطر اساسي برهاند؛ آخرين حجت الهي نيز تصريح دارند که همواره به ياد ايثارگري و فداکاريهاي آن حضرت هستند و شب و روز با يادآوري مصيبتهايي که بر ايشان روا داشته شد خون گريه مي‏کنند.

در بخشي از زيارت «ناحيه مقدسه» در اين باره مي‏خوانيم: ...اگر روزگار وقت زندگي مرا از تو [اي حسين(ع)] به تأخير انداخت و ياري و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصيب من نشد، اينک من هر آينه صبح و شام به ياد مصيبتهاي تو ندبه مي‏کنم و به جاي اشک بر تو خون گريه مي‏کنم...

بدون ترديد اين قبيل از تعابير نهايت محبّت و دلبستگي حضرت مهدي(ع) رابه سيّد الشهداء (ع) نشان مي‏دهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه (ع) از جمله از طريق عزاداري براي آن حضرت را مورد تأکيد قرار داده و عمق فاجعه کربلا و جنايت بني اميه به اسلام و انسانيت را افشا مي‏کند.

حتي اين به ياد امام حسين(ع) بودن در عملکرد ساير ائمه اطهار(ع) نيز به چشم مي‏خورد؛ يعني آنها نيز در مواقع اشاره به فداکاريها و مظلوميتهاي امام حسين(ع) به گونه‏اي موضوع امام مهدي (ع) را مورد تأکيد قرار داده‏اند به عنوان مثال در دعاي ندبه امام صادق(ع) ياد سيّد الشهداء (ع) به همراه امام مهدي(ع) گرامي داشته شده است. در حقيقت شکايت شهادت جانگداز حضرت امام حسين(ع) به ساحت مقدّس حضرت بقيةاللّه(ع) شده است ودرخواست مي‏شود که به عنايت خداوند متعال هر چه زودتر زمينه ظهور فراهم شود بلکه هر چه زودتر مهدي موعود(ع) ظهور نموده انتقام خون آن حضرت را از دشمنان بگيرند...و حتي به پيروان اهل بيت(ع) توصيه مي‏شود که در شب ميلاد امام عصر (عج) از زيارت امام حسين(ع) غافل نشوند.

البتّه اين موضوع به همين صورت در مورد امام حسين(ع) نيز مطرح است؛ يعني حضرت اباعبداللّه حسين(ع) نيز همواره به ياد مهدي موعود بوده‏اند. در دعاي روز ولادت امام حسين (ع) از امام مهدي (ع) ياد مي‏شود و در روز عاشورا و در زيارت عاشورا نام و ياد مهدي(ع) تسلي بخش قلب سوزان شيفتگان اهل بيت(ع) است.

مجموعه اين برنامه‏هاي حساب شده، پيوند عاشورا و امام حسين(ع) را با قيام جهاني امام مهدي(ع) هر چه بيشتر روشن مي‏سازند.

گذشته از همه آنچه بيان شد، طبق روايات بسياري که از حضرات معصومين(ع) نقل شده است در بسياري از مسائل جزئي نيز امام مهدي (ع) با امام حسين(ع) پيوستگيها و ارتباطات قابل توجهي دارند که از آن جمله است: 1 . روز ظهور امام مهدي(ع) مقارن با روز عاشورا است. از امام باقر (ع) روايت شده است: قائم آل محمّد(ص) در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا؛ يعني همان روزي که حضرت اباعبداللّه(ع) به شهادت رسيدند قيام خواهد کرد. [1] .

2. از مجموعه روايات به خوبي روشن مي‏شود همانگونه که امام حسين(ع) نهضت خود را از مکه آغاز کردند؛ يعني پس از خارج شدن از مدينه به مکه آمدند و از کنار بيت‏اللَّه قيام خود را به مردم خبر دادند و به سمت کوفه حرکت کردند، حضرت مهدي (ع) نيز از کنار بيت اللّه جهانيان را به بيعت با خود فرا خواهد خواند و آن گاه حرکتهاي اصلاحي را تداوم خواهد بخشيد و در نهايت مقرّ حکومتي خويش را در کوفه قرار خواهد داد.

3. حتي طنين صداي امام مهدي(ع) همان طنين صداي امام‏حسين(ع) است. پيام مهدي(ع) همان پيام حسين(ع) است که فرياد مي‏زند: اي مردم مگر نمي‏بينيد به حقّ عمل نمي‏شود و از باطل خودداري نمي‏گردد... امربه معروف و نهي از منکر کنار گذاشته شده است و احکام الهي و سنن پيامبر (ص) آشکار هتک مي‏شود و...

اين پيام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد که امام حسين(ع) در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعيت از حقّ و اعراض از بديها فرا خواندند

[1] بحارالانوار ج52

یا علی مدد

التماس دعا

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

امام حسين در روز عرفه  
موضوع: مناسبت خاص چهارشنبه 4 آذر1388 11:17 بعد از ظهر

امام حسين در روز عرفه

روز نهم ذي‏حجّه زائرين بيت خدا، وظيفه دارند از موقع ظهر تا غروب آفتاب در سرزمين عرفه «وقوف» کنند، و تأکيد شده است که زائرين، به دعا و مناجات با خدا بپردازند و هر چه بتوانند به خواندن قرآن و عبادت حق مشغول گردند...
«مسروق خادم» مي‏گويد: در همچو روزي در صحراي عرفه بودم، گردش‏کنان به خيمه امام حسين وارد شدم، ديدم: آن امام بزرگوار با اصحاب خويش به خواندن قرآن و دعا مشغولند، و اشک‏هاي روان از چشمان پرفروغ آن حضرت فرو مي‏ريزد و....
ناگاه سفره طعام را مشاهده کردم که از غذاهاي امروزه چيزي در آن نبود، خيلي ساده و بي‏خورشت، تنها سويق در آن چيده شده بود، آنهم به نشانه روزه‏داري و غذاي افطاري.
به محضرش شرفياب گشتم، سلام و احوال‏پرسي انجام گرفت، و بعد چند مسأله مطرح کردم، امام حسين با آرامش تمام جواب آنها را بيان داشت و...
مسروق در حالي که زهد و ورع حسين و اصحاب او، وي را کاملاً متأثّر و متعجّب ساخته بود، حضور آنان را ترک گفت، و به خيمه امام حسن وارد شد...
در خيمه امام حسن سفره‏ها باز بود، و زائران بيت خدا در آنجا مشغول خوردن و آشاميدن بودند و گروهي از مردم از طعام‏هاي موجود به همراه خود نيز مي‏بردند! «مسروق» مي‏گويد: من از ديدن چنين منظره تعجّب نمودم که چرا در حضور امام حسين همه روزه‏دار؟ و چرا در خيمه امام حسن همه مشغول خوردن و آشاميدن مي‏باشند؟
امام حسن از مسروق دعوت کرد که او نيز طعام ميل کند، ولي او گفت: اي فرزند پيامبر من روزه گرفته‏ام، اجازه مي‏دهي سؤالي را مطرح کنم؟ امام اجازه داد.
مسروق گفت: من از اختلاف شما و برادرت حسين به خدا پناه مي‏برم! چرا در خيمه او همه روزه گرفته‏اند؟ ولي در خيمه شما کسي روزه‏دار نيست؟
امام حسن‏عليه السلام فرمود: خداوند ما اهل‏بيت را براي اعمال و سياست مردم الگو آفريده، چنانچه من و برادرم هر دو روزه مي‏گرفتيم، افرادي که به روزه گرفتن موفّق نشده بودند احساس حقارت مي‏کردند، ولذا من با برادرم حسين قرار گذاشتيم که اينگونه عمل کنيم، تا هيچ کس آزرده نباشد افطار کردن من به خاطر مردم، و روزه گرفتن برادرم حسين نيز به خاطر مردم است. [1] .
قابل توجّه است که اگر همه مؤمنين در روز عرفه توفيق روزه گرفتن پيدا مي‏کردند، امام
حسن حتماً روزه مي‏گرفت، و با برادرش امام حسين تفاوتي در سيره پيدا نمي‏کرد، زيرا امام حسين برادرش امام حسن را امام خود مي‏خواند و از او پيروي مي‏کرد.

روزي عبداللَّه بن زبير از حضرت سيّدالشهداء و اصحابش براي مهماني ناهار دعوت کرد، وغذاهاي مطبوع بر سر سفره چيد، و از مهمانان خواست مشغول غذا خوردن باشند، در اين ميان امام حسين دست به طعام نزد! از حضرت سؤال کردند چرا غذا نمي‏خوري؟ فرمود: من روزه گرفته‏ام... [۲] .
آري امام حسين در تمام رفتارها و کردارها الگوي زاهدان بود، و هرگز تحت ثأثير دنيا و عوارض آن قرار نگرفت، و در آخرين لحظات زندگي خويش که در سرزمين کربلا در بستر شهادت افتاده بود، با خداي خويش مناجات نموده، و با زمزمه «رِضاً بِقَضائِکَ» بار ديگر اعلان نمود که حسين اهل دنيا و مناصب آن نبوده است، و آنچه مي‏خواست فقط رضاي الهي بود.

پی نوشت ها:

[۱] صفینه البحار ج۱ ص ۲۵۸
[۲] بحارالانوار ج۴۴ ص ۱۹۵

  تلنگر:

بکوشیم این روز بزرگ را همانند شب های قدر از

دست ندهیم که مجبور باشیم با خود زمزمه کنیم:

قدرش رو ندانسته و بی قدر شدیم

همچون جسدی مرده و بی قبر شدیم

یا علی مدد

التماس دعا

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

زندگينامه امام باقر (ع) 
موضوع: مناسبت خاص سه شنبه 3 آذر1388 1:49 بعد از ظهر

حضرت امام محمد باقر ( ع )

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ، بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنيه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسين ( ع ) مي رسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، علی بن الحسين ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدينه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی  و ديگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش مي آيد ، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مي شوند . قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير مي نمايد ، و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود ، به انحراف مي کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار مي دادند . برخی نيز احاديثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مي نمودند . اينها عواملی بود بسيار خطرناک که بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند . بدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعيت مساعد روزگار سياسی ، برای نشر تعليمات اصيل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشيع و علوم اسلامی  را پايه ريزی نمودند . زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقی تعليمات پيامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و مي بايست به تربيت شاگردانی عالم و عامل و يارانی شايسته و فداکار دست يازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس کنند . 

باقی در ادامه ی مطلب

منبع: سایت تبیان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت

باز هم نیامدی... 
موضوع: اشعار ((منتظر)) چهارشنبه 27 آبان1388 6:54 بعد از ظهر

 

باز هم نیامدی

 

این جمعه هم گذشت و تو باز هم نیامدی

فصل خزان گذشت و تو باز هم نیامدی

***

هر شب بگویم این سحرم با تو پا شود

باز هم سحر گذشت و تو باز هم نیامدی

***

هر لحظه دل مسافر بر جمکران شود

باز هر سفر گذشت و تو باز هم نیامدی

***

سال ها ز پشت یکدگر آیند و می روند

صبرم ز حد گذشت و تو باز هم نیامدی

***

امّید زنده بودنم آن وصل روی توست

جانم ز لب گذشت و تو باز هم نیامدی

***

ترس از ندیدنت به غم اکبرم رساند

کار از جنون گذشت و تو باز هم نیامدی

***

از فرط دوریَت همه دم دیده پر نم است

اشکم زخون گذشت و تو باز هم نیامدی

***

در راه تو زجان و دلم مایه می نهم

آب از سرم گذشت و تو باز هم نیامدی

***

ترک از تعلقات جهان می نموده ام

دل از جَنان گذشت و تو باز هم نیامدی

***

غایت به زندگی من آن وصل کوی توست

این عمر من گذشت و تو باز هم نیامدی

  

شاعر: علیرضا قنادی

ما رو هم از دعای خیرتون محروم نکنید

در ضمن

خیلی خوشحالم می شم اگر نظرتون رو بدونم

یا علی مدد

التماس دعا

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

مولای من کجایی 
موضوع: اشعار ((منتظر)) چهارشنبه 20 آبان1388 7:25 بعد از ظهر

مولای من کجایی

 

دیگـر توان ندارم مولای من کجایی                           

 بشکسته پـر وَ بالـم مولای من کجایی

                                    ***                                           

از سوز آه و داغـم آتش فرو نشـیند                                   

باشد همیشه ذکـرم مولای من کجایی

                                    ***                                          

آخر نباشد انصـاف عاشق تو را نبیند                                  

  معشوق عشق و جانم مولای من کجایی

                                      ***                                           

باشد ز گلسِتانت نرگـس دلـم بچیند                                  

 ای نرگـس حسـینم مولای من کجایی

                                     ***                                          

کی از می تو جامی بر قلب من بریزد                                  

از بـاده ی تو مستـم مولای من کجایی

                                     ***                                         

روحم شفاعتش را از یک نظـر بگیرد                                  

 محتـاج یک نگـاهم مولای من کجایی

                                  ***                                     

تا کی زداغ هجـرت دائم دلم بمیرد                               

  سـرمایه ی وجـودم مولای من کجایی

                                  ***                                        

از فرط دوری تو چشم و دلـم بگرید                                  

 ای اشک چشم و قلبم مولای من کجایی

                                 ***                                         

بهر وصـال رویت قلبت کی اَم گزیند                                 

گشته سـپید چشـمم مولای من کجایی

                            ***                                     

عشـق و دل و امیدم بر پای تو نشیند                                  

من تـا ابـد بگویـم مولای من کجایی

 

(شاعر:علیرضا قنادی)

خوشحال میشم اگه نظرتون رو درباره ی شعرم بدونم

یا علی مدد

التماس دعا

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟  
موضوع: احکام روز سه شنبه 12 آبان1388 10:40 قبل از ظهر

 چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟

 موضوع نصف شدن ارث زنان در برخی موارد به معنای ناقص بودن یا نصف بودن شخصیت و ارزش زنان نیست که برخی به غلط آن را تبلیغ می کنند.

در دین مبین اسلام شخصیت انسانی زن برابربا مردان بوده و در رسیدن به درجات  کمال انسانی هیچ تفاوتی بین این دوجنس قرار داده نشده است که آیات قرآن و احکام دین مبین اسلام به خوبی گویای آن است.

قانون ارث موضوع مالی و اقتصادی است که در اسلام بر پایه عدالت اجتماعی بنیان نهاده شده و در آن مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی هر یک از زن و مرد رعایت شده  است. اگر از درون نظام حقوق اسلام به ارث نگاه شود، سهم زنان که هیچ مسئولیت اقتصادی بر دوش ندارند، کاملا منصفانه و ضامن کرامت و عزت نفس زن مسلمان است.

در زمان ظهور اسلام و نزول قرآن کریم، محرومیت زنان از ارث میان همه اقوام ملل بشری در سطح دنیا وجود داشت و زن به هیچ یک از عناوین همسر، مادر، دختر و یا خواهر ارث نمی برد. اسلام در زمینه ارث ، انقلاب به وجود آورد و اولین نظام حقوقی جهانی بود که به زنان حق ارث عطا کرد و تمام قوانین ظالمانه دوران جاهلیت را که بر پایه اعتقادات و آداب و رسوم قبیله ای بود منسوخ نمود. در دوران جاهلی نه تنها به زن ارث نمی دادند بلکه بدون توجه به رضایت او همانند دیگران اموال متوفی وی را به ارث می بردند. این قانون جاهلی به وسیله قرآن کریم منسوخ شد. (1)

اسلام، احکام ارث را بر اساس جنسیت مرد یا زن بودن وضع نکرده ، بلکه براساس مسؤلیت مالی و موقعیتی است که این دو در خانوار دارند. در پاره ای از موارد زن بیش از مرد سهم می برد، بنابراین سهم ارث متناسب با نظرگاه کلی اسلام نسبت به خانواده، تقسیم وظایف و مسؤلیت ها سازگار و عادلانه است.

در بحث ارث زنان سه فرض مطرح است که معمولا یک فرض آن ذکر می شود و از دو فرض دیگر غفلت می شود:

1 – در مواردی زن و مرد همتا و مساوی ارث می برند، مانند صورتی که میت (فرزند) پدر و مادر داشته باشد که هر کدام به طور یکسان یک ششم ارث می برند و سهم پدر به عنوان مرد بودن بیش از سهم مادر نیست.

2 – در مواردی زن کمتر از مرد ارث می برد، مانند دختر که کمتر از پسر ارث می برد.

3 – در مواردی سهم زن بیش از سهم مرد می باشد، مانند موردی که میت غیر از پدر و دختر، وارث دیگری نداشته باشد که در این جا پدر یک ششم  می برد و دختر بیش از آن . نیز مانند موردی که میت دارای نوه باشد و فرزندان او در زمان حیات وی مرده باشند که در این جا نوه پسری سهم پسر را می برد و نوه دختری سهم دختر را، یعنی اگر نوه پسری دختر باشد و نوه دختری پسر باشد، دختر دو برابر پسر ارث می برد. (2)

بنابراین ،سوال را به صورت کلی نمی توان طرح کرد که چرا ارث زن نصف مرد است، زیرا در مواردی ارث زن و مرد مساوی و در موارد دیگر ارث زن از مرد بیشتر است و فقط در برخی از موارد است که ارث از مرد کمتر است، پس بهتر است سؤال را این طور مطرح کنیم: چرا در برخی موارد ارث زنان نصف مردان است؟

اما رضا علیه السلام در پاسخ به این سئول فرمود: «زن وقتی که شوهر کرد، مالی به عنوان مهر می گیرد و هزینه زندگی وی بر عهدة مرد است و مرد باید نفقه و سایر مخارج زن را بدهد، ولی بر عهده زن چیزی نیست، از این جهت حق مرد بیشتر است».(3)

اما صادق علیه اسلام فرمود :«علتش این است که اسلام سربازی را بر زن واجب نکرده و مهر و نفقه را بر مرد لازم شمرده است از جرائم اشتباهی که خویشاوندان مجرم باید دیه بپردازند ، زن از پرداخت دیه و شرکت با دیگران معاف است».(4)

با توجه به این دو روایت و با نگاه به احکام دیگر اسلام متوجه می شویم که نصف شدن ارث زن نسبت به مردان در برخی موارد با توجه به مسولیت های اقتصادی در خانواده و جامعه مانند دادن نفقه ومهر و دیه عاقله و شرکت در جهاد و پرداخت حقوق واجب اجتماعی که بر عهده مردان نهاده شده تنظیم شده است و دین اسلام برای ایجاد تعادل میان مسئولیت و حق این احکام را وضع نموده است .طبیعی است که دین اسلام وقتی مسئولیت مالی بیشتری را بر دوش مردان قرار داده حق بیشتری را نیز در ارث قرار داده تا بین مسئولیت و حق تعادل بر قرار شود. و چون به موضوع مهریه و نفقه(دادن خرج خانواده) نگاه کنیم بخشی از این حقوق(اموال مردان) به زنان برگشت می نماید.

گذشته از این که احکام ارث به لحاظ مصلحت های اجتماعی وضع شده و در مواردی که مصلحت اقتضا کند یا شخص تمایل داشته باشد که بازماندگانش به یک اندازه از اموال او بهره برند، می تواند از حق وصیت خود برای تقسیم سهام و برابری آن استفاده کند.

 

پی نوشت ها :

1 – نساء (4) آیه 18.

2 – عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جمال و جلال، ص 346.

3 – حر عاملی، وسائل الشیعه، ج17، ص 437.

4 – علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، ص 360.

 

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

فضايل امام علي بن موسي الرضا(ع) 
موضوع: مناسبت خاص چهارشنبه 6 آبان1388 10:3 بعد از ظهر

 

امام علي‌بن‌موسي‌الرضا(ع) بزرگي از خاندان اهل بيت(علهيم‌السلام) است كه ايرانيان، سال‌ها توفيق خوشه­چيني از خرمن دانش و فضل آن بزرگوار را داشته و بزرگان علم و ادب و عرفان اين ديار، از ايشان بسيار تأثير پذيرفته­اند، چنان‌كه ادب فارسي نيز به شميم ايشان عطرآگين شده است. آشكارترين نشانه تأثير آن امام همام بر فارسي‌زبانان را در قصيده‌هاي بلندي مي‌توان يافت كه در مدح ايشان سروده­اند.

 در اين گفتار، به متني گزيده درباره تولد و فضايل ايشان اشاره می کنیم

 در ولادت امام رضا(ع)

روايت است از علي‌بن‌ميثم از پدرش كه گفت:‌نجمه مادر رضا گفت: ‌چون حامله شدم به پسرم رضا، ثقل[1] حمل نيافتم و از شكم خود آواز تسبيح و تحميد و تهليل مي‌شنيدم و مرا از آن، هول و ترس پديد مي­آمد و چون وقت وضع حمل رسيد، وي به زمين آمد، دست بر زمين نهاده، سر به آسمان برداشته، لب­ها مي­جنبانيد، چنان­كه گويي سخن مي­گفت. پس پدرش موسي‌بن‌جعفر(ع) به نزديك من آمد و گفت:‌گوارنده باد تو را يا نجمه،‌كرامت پروردگار تو. من پسر را به وي دادم، در خرقه­اي سفيد پيچيده. وي بانگ نماز[2] در گوش راستش گفت و قامت[3] در گوش چپ و از آب فرات خواست و به كامش بازآورد. آنگه به مَنَشْ داد و گفت:‌فراگير وي را كه حجت خداي است در زمينش».[4]

 در فضايل امام رضا(ع)

روايت: «روايت كرد ابوالصّلت عبدالسّلام بن صالح الهروي كه نديدم عالِم­تر از علي‌بن‌موسي‌الرضا. مأمون جمع كرد در يك مجلس جمله عالمان ِعهد خود را از جمله دين‌ها، از گبر و يهود و ترسا و مسلمان و متكلّمان و مناظران، و وي ـ ‌عليه­السلام ـ‌بر جمله غلبه كرد و از همه زياده آمد. همه اقرار كردند به فضل او و قصور علم خود».[5]

 روايت:‌«روايت كرد محمدبن‌اسحاق‌بن‌موسي‌بن‌جعفر از جدّش موسي كاظم بن جعفر(ع) كه پسران خود را گفت:‌برادر شما علي رضا عالِم­ترِ آل محمد(ص) است. او را بپرسيد از هر چه شما را مشكل بود، و هر چه گويد، شما او را نگاه داريد كه پدر من جعفر بن محمد(ع) مرا گفت بارها، كه عالِم آل محمد در صُلْب تو است. كاشكي او را دريافتي كه او هم نام اميرالمؤمنين علي(ع) است».[6]

 حكايت: ‌«روايت است از حبيب نباجي كه گفت:‌حضرت رسالت­پناه(ص) را در خواب ديدم كه به نباج[7] آمد و در مسجدي فرود آمد كه حُجّاج درو نزول كردندي و من در پيش وي ـ ‌صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم‌ـ شدم و سلام گفتم. در پيش او طبقي ديدم از برگ خرما بافته، پر از خرماي صيحاني[8] بود. او از آن كفي، خرما برگرفت و به من داد،‌بشمردم هجده خرما بود. من از خود تأويل كردم كه به عدد هر خرمايي سالي بزي‌ام. بعد از بيست روز در زميني از آن ِخود عمارت مي­كردم. يكي مرا خبر داد كه علي بن موسي الرضا(ع) اينجا رسيد و در آن مسجد فرود آمد. مردمان مي­شتافتند و پيش وي مي­رفتند. من نيز بزفتم. او را ديدم كه در همان محل نشسته بود كه پيغمبر(ص) نشسته بود كه به خواب ديده بودم و همچنين طبقي از برگ بافته پر از خرماي صيحاني در پيش وي بود. من نزديك رفتم و بر وي سلام كردم. جواب داد و مرا مشتي خرما داد، بشمردم همان هجده بود. گفتم: يابن رسول الله، مرا ازين زياده­تر بده. گفت:‌اگر رسول خداي تو را از اين زياده دادي، من نيز زياده دادم».[9]

 پي نوشت:

[1]. ثقل: سنگيني.

 [2]. بانگ نماز: اذان.

 [3]. قامت: اقامه.

 [4]. حسين بن حسين شيعي سبزواري، راحه الارواح (شرح زندگاني، فضايل و معجزات رسول اکرم، فاطمه زهرا و ائمه اطهار (عليهم‌السلام)، به کوشش: محمد سپهري، تهران، اهل قلم، دفتر نشر ميراث مکتوب، 1378، چ 2، صص 223 و 224.

 [5]. همان، ص 224.

 [6]. همان.

 [7]. نباج:‌نام محلي در راه بصره به مكه.

 [8]. صيحاني:‌گونه­اي خرماي سياه و سخت.

 [9]. همان، صص 224 و 225.

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

ده هزار نيرو در مقابل ميلياردها  
موضوع: احادیث و روایات مربوط به اخرالزمان یکشنبه 26 مهر1388 8:16 بعد از ظهر

ده هزار نيرو در مقابل ميلياردها

حضرت عبدالعظيم حسني رحمة اللّه عليه حکايت کند:

روزي خدمت حضرت جواد الا ئمّه عليهم السلام عرض کردم: ياابن رسول اللّه! اميدوارم که شما قائم از اهل بيت محمّد صلي الله عليه و آله باشيد.

امام جواد عليه السلام فرمود: اي ابوالقاسم! هر يک از ما ائمّه، در زمان و موقعيّت خود، قائم و مجري احکام الهي و هدايت گر مردم به سوي دين خدا مي باشيم.

وليکن آن قائمي که خداوند به وسيله او زمين را از شرک و فساد پاک مي گرداند و عدل و داد را مي گستراند، ولادتش مخفي و پنهان مي باشد و از ديد انسان ها غايب و نامعلوم خواهد بود، بردن نام او در زمان غيبتش حرام است.

او هم نام و هم کُنيه با حضرت رسول، محمّد صلي الله عليه و آله مي باشد؛ طيّ الا رض مي نمايد و زمين برايش مي چرخد، تمام مشکلات برايش آسان مي گردد و سختي ها و ناملايمات در مقابل حضرتش ذليل و متواضع مي باشند.

به تعداد اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله در جنگ بدر يعني سيصد و سيزده نفر از دورترين سرزمين ها برايش احضار و اجتماع مي نمايند که خداوند متعال در قرآن، نيز به آن اشاره نموده: أيْنَ ما تَکُونُوا يَاْتِ بِکُمُ اللّهُ جَميعا إنَّ اللّهَ عَلي کُلِّ شَيٍّْءٍ قَديرٌ. [1] .

يعني؛ هر کجا باشيد، خداوند شما را حاضر مي گرداند، زيرا که او بر هر کاري قادر و توانا است.

و چون اين تعداد نفرات تکميل گردد، با حضرت قائم عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف عهد و پيمان ببندند، ده هزار نيروي کمکي ديگر برايش ‍ مي رسد و با اذن خداوند متعال قيام و خروج مي نمايد؛ و دشمنان و مخالفان خداوند را به قدري به هلاکت مي رساند تا خدا از او راضي گردد.

حضرت عبدالعظيم حسني گويد: اظهار داشتم: اي مولا و سرورم! چگونه به رضايت و خوشنودي پروردگار، علم پيدا مي کند؟

فرمود: خداوندِ توانا، در قلب و درونش رحمت و رأفت ايجاد مي گرداند.

و چون امام زمان عليه السلام داخل مدينه منوّره شود، دو بُت لات و عُزّي را خارج نمايد و آن ها را در حضور افراد به آتش مي کشد. [2] .

[1] سوره ی بقره ایه 148

[2] الاحتجاج طبرسی ج2، ص 481

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

حوادث ظهور و خروج نور  
موضوع: احادیث و روایات مربوط به اخرالزمان پنجشنبه 23 مهر1388 8:33 قبل از ظهر

 

حوادث ظهور و خروج نور

 

حضرت باقرالعلوم عليه السلام به بعضي از دوستان خود فرمود: دست از پا خطا نکنيد و مشغول انجام وظايف خود باشيد تا زماني که علائم و نشانه هائي که برايت مطرح مي کنم آشکار شود. قبل از ظهور امام زمان عليه السلام بين مردم يک درگيري وسيعي انجام خواهد شد و جمع بسياري کشته مي شوند، بعد از آن شخصي به عنوان سُفياني، لشکري را متشکّل از هفتاد هزار مرد جنگي و مسلّح، به سوي کوفه بسيج مي کند و در نتيجه آن خونريزي و غارت اموال و نفوس بسياري رُخ مي دهد. در همين بين، لشکري از سمت خراسان با در دست داشتن پرچم هاي مخصوصي حرکت مي کنند که در بين آن ها تعدادي از ياران امام زمان عليه السلام نيز وجود دارد.

سپس لشکر خراساني با لشکر سفياني در بين شهر حيره و کوفه با يکديگر درگير مي شوند.سپس سفيان متوجّه خواهد شد که مهدي موعود عليه السلام ظهور کرده است و آن حضرت در حال حرکت به سوي مکّه مي باشد، به همين جهت گروه عظيمي را جهت تعقيب آن حضرت روانه مي کند.پس چون لشکر سفياني هنگامي که در محلّي به نام بيداء - بين مکّه و مدينه - برسند و فرود آيند، ندائي از آسمان به زمين خطاب مي شود که: تمامي نيروهاي سفياني را به جز سه نفر در خود فرو بِبَر، که اثري از آن ها باقي نباشد.

و امّا آن سه نفر را خداوند متعال، صورت هايشان را به پشت بر مي گرداند و به صورت و قيافه سگ در مي آيند و مسخ مي شوند.سپس در يک چنين زماني حضرت وليّ عصر، امام زمان عليه السلام در کنار کعبه الهي قرار گرفته و بر ديوار آن تکيه زده و به اهل زمين خطاب مي نمايد و مي فرمايد:

اي مردم! ما براي ياري دين خدا آمده ايم و هرکس مايل باشد، مي تواند به گروه ما بپيوندد.و به دنباله آن مي افزايد: ما اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه و آله هستيم؛ و از هر فردي نسبت به خداوند متعال و رسولش نزديک تر و اولي تر مي باشيم، پس هرکس بخواهد که نسبت به حضرت آدم، نوح و ابراهيم؛ و همچنين نسبت به تمامي پيامبران الهي، حتّي حضرت محمّد صلوات اللّه عليهم با من مذاکره و احتجاج کند، آماده ام.

پس از آن، مي فرمايد: آيا خداوند متعال در قرآن نفرموده است: إنَّ اللّهَ اصْطَفي آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إبْراهي م وَ آلَ عِمْرانَ عَلَي الْعالَمينَ ذُريَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضِ وَاللّهُ سَميعٌ عَليمٌ. [1] .

من تداوم بخش و خلف آدم و نوح هستم، من برگزيده ابراهيم و محمّد صلوات اللّه عليهم هستم، هر که مي خواهد پيرامون قرآن و يا پيرامون سنّت حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله با من احتجاج و مناظره نمايد، آماده ام؛ چون از هرکس ديگري به آن ها نزديک تر و به آن ها آشناتر هستم.

بعد از آن، در ادامه فرمايشات خود مي افزايد: آن هائي که کلام مرا شنيدند و متوجّه شدند، خداوند آن ها را هدايت نمايد.ضمناً شنوندگان حاضر، اين مطالب و مسايل را به ديگران که غايب هستند گزارش دهند....

امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: در چنين موقعيّتي خداوند متعال اصحاب و ياران حضرت حجّت عليه السلام را که تعداد آن ها سيصد و سيزده نفر مي باشند، جمعشان مي نمايد، همان طوري که در قرآن چنين فرموده است:

أيْنَما تَکُونُوا يَأتِ بِکُمُ اللّهُ جَميعا إنَّ اللّهَ عَلي کُلِّ شَيْي ءٍ قَديرٌ. [2] .

سپس اين تعداد افراد با امام زمان عليه السلام بيعت مي کنند؛ و عهد و ميثاق حضرت رسول صلي الله عليه و آله نزد اوست که از پيامبران يکي از پس ديگري به إرث نهاده شده است.

حضرت باقر العلوم عليه السلام در پايان افزود: امام زمان عليه السلام از فرزندان حسين بن عليّ عليهماالسلام مي باشد که خداوند متعال قضيّه قيام آن حضرت را در يک شب تنظيم و اصلاح مي نمايد و نام مبارک و گرامي او همانند نام جدّش رسول خدا صلي الله عليه و آله خواهد بود. [3] .

[1] آل عمران 33، 34

[2] بقره 148

[3] بحارالانوار ج 52، ص 255

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

به مناسبت شهادت امام صادق(ع) 
موضوع: مناسبت خاص سه شنبه 21 مهر1388 11:32 قبل از ظهر

فضايل امام جعفر صادق(ع)

اشاره

شخصيت امام صادق(ع) به اندازه‌اي جامع و برجسته است كه افزون بر شيعيان، عالمان و عارفان اهل تسنن نيز توجهي ويژه به آن حضرت داشته و برتري علمي و شخصيتي ايشان را ستوده و از آن حكايت‌ها نقل كرده‌اند. در اين گفتار، ابتدا متني كهن از احمد بن حسن استرابادي، عالم شيعه قرن 10 هـ . ق، درباره تولد آن حضرت و شرح برخي فضايل ايشان نقل و سپس دو قطعه متن گزيده و مُنَقَّح شده از عارفان اهل تسنن؛ از شيخ فريدالدين عطار نيشابوري، عارف قرن 6 و 7 هـ . ق و علي بن عثمان هجويري عارف قرن 5 هـ . ق آورده شده كه نمايانگر ارادت عارفان اهل تسنن به آن بزرگوار است.

 ذكر امام بحق ناطقْ، جعفر بن محمد الصادق(ع)

«وي امام ششم است از ائمه اِثناعشر(عليهم‌السلام). مادرش ام‌فروه دختر قاسم بن محمد ابابكر بود. آن حضرت خلايق را ارشاد مي‌فرمود و طريق مستقيم به گمراهان باديه ضلالت مي‌نمود و پيوسته مي‌فرمود: ما حجت خداييم بر خلقان و احكام حلال و حرام به بندگان مي‌رسانيم. و اين شيعه علي(ع) كه امروز دست وِلا در دامن آل عبا زده‌اند، مذهب و ملت خود را از طريق آن حضرت درست كرده‌اند و نجات خود را از متابعت ايشان مي‌دانند. كشف و كرامات آن حضرت بسيار است و خارق عادات بي‌شمار. از آن جمله است كه:. . . . . . . .

باقی در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

قاتل شیطان کیست؟؟؟ 
موضوع: گوناگون دوشنبه 20 مهر1388 6:49 قبل از ظهر

قاتل شيطان کيست؟

اسحاق بن عمّار گويد:

روزي محضر شريف امام جعفر صادق عليه السلام شرفياب شدم و پيرامون آيه شريفه قرآن: رَبّ فَأنْظِرْني إلي يَوْمِ يُبْعَثُونَ قالَ فَإنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرينَ إلي يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ [1]  سؤال کردم که آخرين روز مهلت حيات شيطان چه زماني است؟

حضرت فرمود: آيا فکر مي کني تا قيامت و صحراي محشر باشد؟!

خير چنين نيست، بلکه منظور روز ظهور و قيام قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم مي باشد؛ چون امام زمان (عجّ) را ظاهر گردد و قيام کند، وارد مسجد کوفه خواهد شد و شيطان در مقابل حضرت دو زانو مي نشيند و مي گويد: واي از اين روز که چه روز سختي است.

پس از آن امام زمان عليه السلام او را به قتل مي رساند.

بنابراين مهلت شيطان تا آن روزي خواهد بود که به دست پُر توان حضرت صاحب الزّمان (عجّ) به هلاکت أبدي خواهد رسيد. [2] .

[1] سوره ی حجر 36،38

[2] تفسیر عیاشی ج2، ص 242، (بحارالانوار ج63، ص 256)

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

مهم ترین بعد عملی زمان غیبت 
موضوع: احادیث و روایات مربوط به اخرالزمان جمعه 17 مهر1388 4:31 بعد از ظهر

مهم ترین بعد عملی زمان غیبت

 نگهباني ايمان‌

يکي از ابعاد عظيم تکليف حساس و بزرگ در روزگاران غيبت و انتظار، حفظ دين و نگهباني مرزهاي عقيدتي و حراست باورهاي مقدس‌است‌. جامعه‌ي منتظر نبايد درباره‌ي اين امر عظيم سستي روا بدارد.

لازم است فروغ ايمان و نور يقين و پرتو عقيده‌ي به حق و تشعشع اعتقادات راستين همواره در دل و جان مردم محفوظ باشد و پيوسته‌ژرفتر و ژرفتر شود و بارورتر و بارورتر گردد.

لازم است جان و دل نوباوگان و نوجوانان و جوانان‌، هر دم در برابر تابش اعتقادات حقه قرار گيرد و از اين تابش و تجلي آکنده گردد.

لازم است ايمان جزء وجود آنان و مايه‌ي تقوم هويت اصلي آنان باشد تا کم‌کم حق و فداکاري در راه اعتلاي حق چون خون همه‌ي وجودآنان را گرم کند و چون روح جوهر حيات آنان باشد.

لازم است سعي شود تا ايمان اعتقادي با ايمان عملي در آنان اتحاد يابد و از نخستين سنين تکليف و توجه بعد عمل به احکام نيز عمل‌درست در زندگاني آنان حضور قاطع بيابد.

در روزگار غيبت امام و طولاني شدن عصر انتظار ممکن است شبهه‌هايي در ذهن برخي بيابد يا شياطين پنهان و شياطين آشکار به سست‌کردن پايه‌هاي اعتقادي کساني بويژه جوانان برخيزند. بايد در برابر اين شبهه‌ها مقاومت کرد و آنها را از ذهنها و دلها زدود.همچنين مطالب و مسائلي در روند زمانه و تحولات زندگي بشر و پيدا شدن افکار و مسلکها،بروز مي‌کند که ممکن است ظلمتهاي فکري بيافريند و به‌ايمانها و روشناييهاي قلوب زيان برساند بايد در برابر اين مطالب و مسائل نيز پايدار بود و پايداري کرد و در رد و رفع آنها و روشن کردن‌پوچي آنها به کوشش برخاست‌.

بطور کلي حوزه‌هاي علمي و اعتقادي و نگهبانان ميراث قرآني و فرهنگ تربيتي اسلامي‌، بايد در برابر همه‌ي اين تهاجمات پايداري کنندو به تناسب هر مورد به دفع اين زيانها و خطرها بپردازند. اينهمه تاکيد که در احاديث درباره‌ي حفظ ايتام آل محمد(ع‌) شده است، قسمتي‌از آن تاکيدها ناظر به اين بعد است‌، بعد اعتقادي‌. اين ايتام‌، ايتام معنوي و تربيتي هستند و اين حفظ‌، -از جمله‌- حفظ اعتقاد ديني و تربيت‌ديني است در توده‌ها، بويژه در جوانان و نوجوان. و اينهمه که اهميت داده‌اند به پاسداري از مرزهاي اعتقادي و گفته‌اند عالمان‌،حافظ دين‌و نگهبانان عقايد مردم از انحراف، پاسداران مرزهاي دينند، اينها همه در آن صورت است که اين نگهباني و پاسداري به نحو احسن به‌عمل آيد.

حفظ و گسترش اعتقاد ديني و شناخت درست اعتقادي و عملي که وسيله‌ي تشخيص حق از باطل است در روزگار متصل به ظهور مفيدتر بلکه لازمتر است‌. چنانکه در احاديث رسيده است و اين بدان علت است که تنها دارندگان عقيده و عملند که در مسائل و حوادث‌پيش از ظهور گم نمي‌شوند و دچار ترديد نمي‌گردند و حق را تشخيص مي‌دهند. آري آنان که اعتقاد صحيح و عمل صالح داشته باشند به‌تصديق و تاييد مهدي‌(ع‌) مبادرت مي‌کنند و به سعادت بزرگ مي‌رسند. اين است که تا به هنگام ظهور مهدي يعني هنگامي که فرياد او به‌گوش همگان برسد بايد اعتقاد صحيح و عمل صالح در مردم منتظر حفظ گردد.

در احاديث و تعاليم از اهميت ايمان در عصر غيبت به گونه‌هايي عجيب ياد شده است و منتظران مومن داراي مقام و منزلت شمشيرزنان در رکاب پيامبر دانسته شده‌اند از اين بالاتر پيامبر اکرم آنان را برادران خود خوانده است‌. همچنين از نظر خردمندي و بصيرت واعتقاد و اخلاص، مورد ستايش بسيار قرار گرفته‌اند. دلهاي منتظران مومن در سخن امام صادق‌(ع‌) که سپس نقل خواهد شد چونان قنديلهاي روشن توصيف شده است‌.

پيامبر اکرم‌(ص‌) خطاب به اصحاب‌:

... شمايان اصحاب منيد، ليکن برادران من مردمي هستند که در آخرالزمان مي‌آيند. آنان به نبوت و دين من ايمان مي‌آورند با اينکه مرا نديده‌اند... هر يک از آنان اعتقاد و دين خويش را با هر سختي نگاه مي‌دارد چنانکه گويي درخت خار مغيلان را در شب تاريک با دست،‌پوست مي‌کند. با آتش بر دوام چوب داغ را در دست نگاه مي‌دارد. آن مومنان مشعلهاي فروزانند در تاريکيها. خداوند آنان را از آشوبهاي‌تيره و تار (آخرالزمان‌) نجات خواهد داد. لاحدهم اشد بقية علي دينه من خرط القتاد في الليلة الظلماء او کالقابض علي جمر الغضا اولئک‌مصابيح الدجي ينجيهم الله من کل فتنة غبراء مظلمة‌.

امام علي بن الحسين زين‌العابدين‌(ع‌) خطاب به ابوخالد کابلي‌

اي ابوخالد! مردماني که در روزگار غيبت به سر مي‌برند و معتقدند ومنتظر، از مردمان همه‌ي زمانها افضلند. زيرا که خداي متعال به آنان خرد و فهم و معرفتي داده است که غيبت امام براي آنان مانند حضوراست (يعني با اينکه در عصر غيبت به سر مي‌برند و امام را نمي‌بينند از نظر ايمان و تقوي و پايداري گويي در زمان ظهور به سر مي‌برند وامام خود را مي‌بينند) اين مردم را (که در چنان روزگاري زندگي مي‌کنند) خدا مانند سربازان به پيکارگر صدر اسلام قرار داده است همانان که در رکاب پيامبر(ص‌) شمشير مي‌زدند و پيکار مي‌کردند.

آنانند اخلاص پيشگان حقيقي و آنانند شيعيان واقعي و آنانند که در نهان و عيان مردم را به دين خدا دعوت مي‌کنند و اين ايمان و باور درجامعه باشد و بايد همچنين تا زمان ظهور بماند.

 

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

پرسش يک خانم دانشمند  
موضوع: گوناگون دوشنبه 13 مهر1388 8:24 بعد از ظهر

پرسش يک خانم دانشمند

ام هاني خانمي دانشمند و با فضيلت و اهل کمال و معرفت است. او در مدينه مي زيسته و از ارادتمندان مکتب ولايت مي باشد. زندگي وي در عصر امام پنجم شيعه حضرت باقرالعلوم عليه السلام بوده، از بيانات علمي آن بزرگوار استفاده هاي شايان برده و در رديف بازگو کنندگان فرمايشات و احاديث حضرتش قرار گرفته است. روزي اين بانوي ارجمند، به محضر امام محمد باقر عليه السلام شرفياب شد و درباره همين سخن الهي پرسش نموده عرض کرد: منظور از ستاره بنهان که خدا در قرآن بدان سوگند ياد کرده چيست؟ حضرت فرمودند: آن ستاره، امامي است که در سال دويست و شصت پنهان مي شود. سپس بسان شعله اي افروخته که در شب تاريک آشکار گردد، طلوع مي کند و مي درخشد. اگر زمان او - و دوران ظهورش – را دريابي، چشمت روشن مي شود. تيرگي ستم و بيدادگري، همچون تاريکي شب همه جا را مي گيرد. ظلمت جهل و ناداني، بسن سياهي شب بر جهان سايه مي افکند. پرده ظلماني فساد و تبهکاري مانند شب تار اجتماعات بشري را مي پوشاند. در ميان اين تيرگي ها ناگهان نور يزدان که مثل ستاره پنهان در روز، خود را نهان ساخته و همچون آهوي آواره از بيم درندگان، به مخفي گاه خويش پناه برده، ظاهر مي شود و همانند شعله فروزاني در شب تاريک مي درخشد. او با جلوه نورش آسمان سيه دنياي پر ظلمت و جنايت را به فروغ انصاف و تابش عدالت روشن مي نمايد، زمين تيره سراسر بي خردي و جهالت را به پرتو بينش و اشعه دانش، تلالو مي بخشد و فضاي مسموم و ظلماني شرک و بت پرستي را به نور توحيد و يکتا پرستي درخشان مي سازد. آري، حضرت مهدي امام زمان عليه السلام به وحي ايزد مهربان در آهنگ جان پرور قرآن، با سه عنوان روز تابان، نور يزدان و ستاره پنهان معرفي شده که هر يک از اين القاب، بيانگر ابعادي از مقام والا و کمالات ويژه آن بزرگوار است.

سید جمال الدین حجازی

نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |

شبهه اي درباره شفاعت و پاسخ آن 
موضوع: گوناگون چهارشنبه 8 مهر1388 1:55 بعد از ظهر

شبهه اي درباره شفاعت و پاسخ آن

اشکالي وارد شده که شفاعت يک نوع استثناء قائل شدن و تبعيض و بي عدالتي است، در حالي که در دستگاه خدا، بي عدالتي وجود ندارد. به تعبيري ديگر: شفاعت‏، استثناء در قانون خداست و حال آنکه قانونهاي خدا کلي و لا يتغير و استثناء ناپذير است: «و لن تجد لسنة الله تبديلا»(فتح / 23). اين اشکال است که بحث شفاعت را با عدل الهي مرتبط مي‏سازد، توضيح اشکال اين است که: مسلما شفاعت، شامل همه مرتکبين جرم‏ نمي‏گردد زيرا در اين صورت ديگر نه قانون معني خواهد داشت و نه شفاعت. طبيعت شفاعت ملازم با تبعيض و استثناء است، ايراد هم از همين راه‏ است که چگونه رواست که مجرمين به دو گروه تقسيم گردند، يک عده به خاطر اينکه پارتي دارند از چنگال کيفر بگريزند و عده‏اي ديگر به جرم اينکه پارتي ندارند گرفتار کيفر گردند؟

ما در ميان جوامع بشري جامعه‏هايي را که قانون در آن دستخوش پارتي بازي‏ است فاسد و منحط و فاقد عدالت مي‏شمريم، چگونه ممکن است در دستگاه‏ الهي معتقد به پارتي بازي شويم؟! در هر جامعه‏اي که شفاعت هست عدالت‏ نيست. تأثير عوامل سه گانه: " پول " و " پارتي " و " زور " در يک‏ جامعه نشانه ناتواني و ضعف قانون است. وقتي قانون ضعيف باشد طبعا نمي‏تواند بر اقويا و زورمندان چيره گردد، سطوت خود را فقط به ضعفا نشان‏ مي‏دهد. قانون ضعيف، مجرمين ضعيف را به تله مي‏اندازد و به پاي ميز مجازات مي‏کشاند ولي از تله انداختن زورمندان مجرم عاجز مي‏ماند. قرآن، مقررات الهي را قوانين نيرومند و قوي معرفي مي‏کند و تأثير " پول " و " پارتي " و " زور " را در محکمه عدل الهي نفي مي‏نمايد.

نوع نادرست شفاعت که به دلايل عقلي و نقلي مردود شناخته شده است اين‏ است که گناهکار بتواند وسيله‏اي برانگيزد و به توسط آن از نفوذ حکم الهي‏ جلوگيري کند

در قرآن کريم از پول به عنوان " عدل " از ماده " عدول "، زيرا وقتي که به‏ عنوان رشوه داده شود سبب عدول و انحراف از حق و حقيقت مي‏گردد، يا از عدل " به معني " عوض " و " معادل " و از پارتي به عنوان " شفاعت " و از زور به عنوان " نصرت " ياد شده است. در سوره بقره‏ آيه 48 چنين مي‏خوانيم: «و اتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيئا و لا يقبل منها شفاعة و لا يؤخذ منها عدل و لا هم ينصرون»:''پروا داشته باشيد از روزي که هيچ کس از ديگري دفاع نمي‏کند و شفاعت‏ هم پذيرفته نيست و از کسي هم پولي به عنوان عوض جرم و معادل آن گرفته‏ نخواهد شد و نصرت و ياري کردن امکان ندارد ". يعني نظام جهان آخرت همچون نظام اجتماعي بشر نيست که گاهي انسان براي‏ فرار از قانون به پارتي يا پول متوسل شود و گاهي قوم و عشيره خود را به‏ کمک بطلبد و آنان در برابر مجريان قانون اعمال قدرت کنند. در صدر اسلام، قانون در اجتماع مسلمين قوي بود، گريبان نزديکان و خويشان زمامداران را نيز مي‏گرفت.

 باقی در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا <منتظر قائم (عج)> | لینک ثابت |


Copyright 2009 - montazere-ghaem-313.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati